بنام خدا


سلام  سلام

[ یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 23:41 ] [ 69747 ]
 

عشق به زمین بارِ دیگر بهار عاشق را آواره کوه و دشت نموده است و این لولی سر مست با دستانی که مهر از و می‌بارد   ، خرمن خرمن حس سبزی می‌بخشد به هر آنجا که پای می‌نهد. یک سال دیگر را پشت سر نهادیم ، سالی‌ که در همه جای جهان فقط خشونت را مجال سخن بود. عشق ، مهر و دوستی‌ در سال جدید برای یکایک شما عزیزان خواهانم. امید است نوروز براستی شروع روزی نو باشد در تمامی‌ عرصه‌های زندگیمان.بهارتان جاوید، نوروزتان پیروز و عیدتان فرخنده باد !

مهناز


[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:41 ] [ 69747 ]

هوالحق

              بال بگشـــا دیده ها را باز کن                 عشـق را بر اهل دل ابراز کن
             تا طبیعت زنده می سازد بهار                زنده شو با عاشقان پرواز کن (ساده)

بال را که گشودي، در اوج زيبايي، رخسار، گلگون بي نيازي خواهد بود.

سر می زند سبزي از ميان شاخ خشک، پر مي شود از آب اين کوير پر نمک.

وجودتان بي نياز عشق مباد.

سال تان به نکويي و سلامتي.

راستي

نويدِ قُربِ وصلِ بي انتها را مي دهد، سهم ما از عمر بگذشته.

[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:19 ] [ رضا ]
فصل نـــــوروز است و اعجاز بهاران می رسد

فرصـــت عشق است و آواز هزاران می رسد

می دمد بر خـــاک بیجان نفحه ی اردیبهشت

شور فـــــروردین به لطف حی سبحان می رسد

در چـمن پیچیده کز لطـــــــــــف دل انگیز بهار

حس شاعـــــرپیشگی بر گلعذاران می رسد

زنده مـی گردد زمین و زنــــــدگی رو می کند

بوی مشکین هر طـرف با عطر باران می رسد

می نوازند بلبلان آهنـــــگ و شـــــوری تازه را

زانکه دور عاشقی با گـل به سامان می رسد 

زنده شو با یورش گل تا که جان بخشی چمن

دانه خود را می درد تا گل به میدان می رسد

دل رها کن از غم و غصه به فــــــــردا دل ببند

زلـــــف رنگینش تو را روزی به دامان می رسد

"محمود مسعودی"

[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 3:9 ] [ 69747 ]

بهار با شما درختی است بی نهایت سبز،مبارک شمایید.......  شمس تبریزی          

 

 روزگاری نزدیک زمستان همه این گستره ها را از برف پوشانده بودوسیلابها روان و سرما نگهبان زمین بود ....

فصل رویش که می رسد :

آرام آرام در دل خاک ،امید بر همه سردی غالب گشت ...

برف از شرمساری گریست ....

سرما گریخت تا سبزینه پوش با وقار بنشیند بر زمین ،و لبخند زیبای بهار شکوفا گردد و روزگار به خنده در آید....

سالی که گذشت با تمام بالا و پایینش در بایگانی عمرمان بصورت خاطره ای باقی خواهد ماند....

و من بسیار مسرورم که در جمع دوستان کسب فیض کردم ولحظاتی را برای دلم اختصاص دادم که انچه که برایم مفید بود وارزشمند ، آن بود که با دوست گذشت .

 

ایام ز دیدار شمایند مبارک 

نوروز بمانید که ایام شمایید

 

[ جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 1:51 ] [ اشرف ]
برای همه ی دوستان 67 68 69 و 70 و بقیه ی دوستان همراه در تعطیلات شروع سال نو روز ها خوشی رو آرزو مندم

این چند عکس در استقبال از بهار تقدیم نویسندگان ،نظر دهندگان ،خوانندگان و بینندگان وبلاگ ،

ما که دوستتان داریم چه بنوازید و بنویسید چه بگذارید و بگریزید

 

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 2:7 ] [ 69747 ]
 

به نام خدا

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار, خوش به حال روزگار

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و بزرگوار

بسیار زیباست لحظه های عمرمان را در محضر دوستانی سپری کنیم که یادگاری از بهترین ایام زندگیمان هستند. و شاید برای سوال جناب آقا ی کشاورزی پور این جواب را پیدا کنم که در محضر دوست،  عمر گذشته را فراموش می کنیم.

تعداد پست های سال گذشته رو براتون گذاشتم . امیدوارم همه همت کنیم دوباره وبلاگ به اوج برسه. سپاس از همه عزیزان.

 

 

 

 

 

پیشاپیش بهاران بر همه مبارک

[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:34 ] [ راضیه ]
چه چیزی ارزش عمر بگذشته را دارد ؟

[ سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:26 ] [ مهدی_ک ]

غــزل غـــزل ز دیده ی من انتظار می روید

عسل عسل ز نگاهــــــــــت بهار می روید

بیا بیا که با تو عسل می شود غزل هایم

بغـــل بغـــل ز شـــهد لبانت قرار می روید

"محمود مسعودی"

سلام

چه اسفندها دود کردیم تا به لبخند فروردین برسیم

فروردین به پیشواز آمد او را قربانی کردیم تا به اردیبهشت برسیم

همیشه بهشت را در فردا دیدیم

از بهشت هم رد شدیم تا به خرداد برسیم و بگویم یک بهار دیگر هم گذشت انگار خوشمان می آید هی بهارهای عمرمان افزوده گردد.

اره بهار را که یکسال انتظارش کشیدیم با تیر تابستان به تاریخ سپردیم تا گرمای صبح مرداد بر آید و با گرمایش ما را سرشار از میوه های تابستان کند و با طعمی سرشار از میوه به شهریور برسیم، شهریوری گرم که مهر پاییز را بدنبال دارد و ما را همیشه به تمام مهرهای شادی و پر دلهره می برد. هنوز درگیر مهر پاییز بودیم که آبان امد و خزان را جدی تراز مهر بر ما عرضه کرد و به ما فهماندخزان با کسی شوخی ندارد ولی آذر نگذاشت برگی بردرختی بماند تا درختانی لخت و عریان در جلوی چشممان قرار گیرند و ناگهان دی امد و برف بر قله ها نشست  و بهمن گرفت و اسفند رویید.

آری این چرخش روزگار است که از لبخند فروردین شروع می گردد از بهشت اردیبهشت می گذرد تیر تابستان بر چله می نشاندو مهر پاییز را بر دل ، آذرخزان طبیعت را لخت و عریان به تو تحویل می دهد. دی چون بهمنی می گذرد و تا چشم باز کنی دوباره در حال دود کردن آخرین دانه های اسفندی

از تمام دوستانی که کمک کردند از لبخند فروردین تا  آخرین دانه های اسفند دقایق بهتری را بگذرانیم سپاسمندیم .

مهرتان را سپاس

[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:9 ] [ 69747 ]
با خبر شدیم آقای دکتر معزز لسکو که در چند مرحله در رشته های  زمین شناسی و معدن دانشگاه بیرجند تدریس داشتند به رحمت ایزدی پیوسته اند درگذشت این استاد گرامی را به خانواده ی ایشان و همه ی دانشجویان ایشان در طول سال ها تدریس تسلیت می گوییم و برای آن مرحوم آرزوی علو درجات از خداوند متعال داریم.

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:43 ] [ 69747 ]
قله ای   مغرور  و   شاد و قد بلند

گردن   عشاق    بودش   در کمند

دشت  ، غمگین  در میان کوه بود

شکوه می کرد و دلش مجروح بود

کوه می گفت :

من  بلند بالای    شهر  و کشورم

ناظر   دنیای    دشت   و   بسترم

هر که او خود را رساند سوی من

افتخاری   هست   بر  اعضای  تن

چشم های جمله عالم سوی من

فکرشان   درحسرت گیسوی  من

ناظر    دشت   و   دمن  تا باغ من

در  فصول  سرد  و  فصل داغ   من

آرزوی   جمله ی    خوبان     منم

گفتگوی    جمله   محبوبان   منم

دشت اما شکوه می کرد از  زمان

که چنین  افتاده ام   من   در میان

نان و دان   مردمانش     می دهم 

شیره ی جان رایگانش   می دهم

او به بالا است و من در عمق پست

من چنین سستم ،او بسیار سخت

افتخار ار هست بر کوه است و  بس

من به  زیر پای  مردم    همچو خس

عاقله مردی بدید   این روز   و  حال

تنگ دل شد از غرور   و   شرح حال

گفت ای کوه بلند ای دشت   پست 

چیست  این  افکار ناجور  و   پلشت

هر دو از اعماق اقیانوس و دریا آمدید

در کنار هم هزاران سال  همپا آمدید

هر    دو از یک  اصل و از یک بسترید

هر   کجا هستید    با هم    همبرید

دشت   اگر نبود   قله  از   کجاست

قله  معنایش  ز دشت  با صفاست

گر که دشت از شیره ی جانش نداد

کی کسی در فکر کوهی  می فتاد

کوه    اگر    آبش نفرمودی به دشت

دشت اگر خاکش نفرمودی به هست

شهر  و   عالم   جملگی    بر باد  بود

هر دو شان هم   صید و  هم صیاد بود

خاک سست از سنگ سخت کوه هست

سنگ سخت  در هر طرف مجروح هست

قله گر   بالا بلند   و  مست   هست

دره هایش جملگی تا دشت  هست

دشت   اگر نازد که   نانی  می دهد

بر   درخت خسته    جانی  می دهد

آب او   از   چشمه های   کوه هست

روحدار    از زخمه های    کوه هست

گر که بادی    هست بر  بالای   کوه

دشت    گرمی داده بر این باد   روح

کوه و دشت ، لازم و   ملزوم   همند

ظالم   و    مظلوم نه، مفهوم  همند

الغرض   دنیا   بلند  و  پست  هست 

هم دچار   قله ها هم   دشت هست

قله ی بی دشت سنگی بیش نیست

دشت بی قله  ز  هستی ها تهیست

جای جای زندگی  کوهست  و دشت

بهر   هر  یک   باید   از  دیگر  گذشت

نه غرور    قله   می ماند    نه  دشت

زود    می گردد    جای     کوه، دشت

تا   به    کوهی    دشت   زیبا را ببین

زیر پا     امواج      دریا     را       ببین

گر  به   دشتی   قله اش    را یار بین

تا به   اوجش  عاشقی   در کار   بین

هر   کسی در    جای خود    زیبا بود

گر    که   چشمت بر حقیقت   وا بود

"محمود مسعودی"

 

[ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:0 ] [ 69747 ]

هوالحق

 

جناب مستطاب حاج آقا ابوالفضل جان بابا جان

از این که یکی از بزرگوارترین دوستانمان به لطف خدا و راهنمایی استاد هادی، به جرگه بیشمار حل کننده های معظم مسائل استرس - استرینی کشور و بیشینه - کمینه سیگماهای عدیده واقعی - تخیلی تکتونیک ایران پیوسته است، مسروریم. باشد تا در نخستین دیدار، سورچرانی دهشتناکی جهت یاران مهیا فرمایید.

مبارک باشد بر شما و دکتر هادی این روز فرخنده و ایام آتی سرشار از اندازه گیری چین و گسل!

[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:52 ] [ رضا ]
تقدیم به دوستان به مناسبت شروع سال پنجم وبلاگ

[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:42 ] [ 69747 ]

به نام خالق هستی بخش

 

دستانت را همچون شاخه های لرزان در باد تکان می دهی و طراوت را به اطرافیانت هدیه می کنی. امیدوارم همیشه مایه شادی باشی کودک دلبند.

اشرف جان اضافه شدن این نوزاد عزیز رو به جمع فامیل تبریک میگم .به نوعی خاله شدن خیلی شیرینه.

و چه زیباست تقارن تولد این نوزاد و وبلاگ 4 ساله ما . عمر هردو دراز دراز باد.

 

تقدیم به نی نی

تقدیم به وبلاگ نشینان

[ شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 7:59 ] [ راضیه ]

هوالحق

روزگار را که شستي

                          بر صداقت پهنش کن

آي کج دار لاکردار،

                                  با توام روزگار!

تا کي مي بندي راه؟ تا کي مي خواهي باج؟

بگذار جرعه اي محبت پايين رود

                           شايد افق رنگ ديگري برگيرد

شايد کودکي تنها به خاطر خيسي جا بگريد

بگذار کودکي پرواز کند که پدر با دست پر آمد

********************

زاغي که جهيد بر ذهنم از کدام سو آمد احمد؟

اين چه شوک درماني مهيبي بود محمود؟

بیم امید در شعر ناهيد به دی؟

چه عظيم گناهي بود تاييد ناخواسته دوست ناآشنا بر اهداف عاليه

اين "بود را نبود و نبود را بود بود" چه شد؟

چقدر جاي R خالي است حالا که ديگر جاي کسي تنگ نيست!!!

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 11:15 ] [ رضا ]
 

 

آنشب کسی به خانه ام آمد

            چشمش به چشم پنجره ها خندید

دستش به دست نور و دلش دریا

            آبی به چشم باغچه ام پاشید

بیدارشد ز خواب شب دیرین      

               این باغچه اسیرتنهایی

لبریزاز طراوت باران شد   

             بغضی اسیرمانده به تنهابی

آمد هوای خانه بهاران شد

            پرزد دلم به عطر نفس هایش

صدبار پرزد این دل پر آشوب  

          مشتاق ضربه های قدمهایش

تا انتهای کوچه شب سرزد    

            صدها ستاره تا سحرم آویخت

من مست لحظه های پراز آواز    

             او خون شعر باغزلم آمیخت

دیشب میان خانه ام خورشید   

           گرم ونجیب و ساده و زیبا بود

خورشید را چگونه شبی دیدم؟  

           او بود یا که قصه ورویا بود؟

او رفت و خواب و قصه و رویا رفت 

           من ماندم و خیال غزل هایش

من ماندم وامید شبی دیگر      

           آهنگ آشنای غزلهایش

ديماه ١٣٩٣

[ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ ] [ 12:4 ] [ ن ]
بنام خدا

با سلام خدمت همه دوستان وهم کلاسی های گرامی 

در مورد مطلبی تحقیق می کردم که به طور تصادفی این وبلاگ را دیدم . خیلی خوشحال و هیجان زده شدم. خاطرات شیرین20 سال گذشته برایم زنده شد. سلام ویژه دارم خدمت دوستان بسیار خوبم مهناز ومژده عزیز که سالهاست از آنها بی خبرم. 
از حسن سلیقه شما در طراحی این وبلاگ تشکر می کنم.
راضیه درخشان

 


خیلی خوش آمدید خانم درخشان .

جای شما اینجا خالی بود و هنوز هم جای خیلی از دوستانمان خالی است .

با آرزوهای خوش برای شما و خانواده محترم امیدواریم حضورتان مستدام باشد.

 

آقای رییس خلاصه می نویسم: حضور ما مستدام نبود؟!!....................

 

 

[ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ ] [ 0:2 ] [ راضیه ]

با سلام به همه دوستان همراه و ناهمراه

به نظر می رسد با انجام وظیفه ی وبلاگ که پیدا کردن دوستان سال های دور و نزدیک تر شدن دوستان بود وبلاگ به اهدافش رسیده است و حتی دوستی های جدیدی هم پاگرفته است.

در حال حاضر از طرفی با حضور تکنولوژی های جدید که دوستان هر لحظه با هم در ارتباط  هستند و از طرفی کاهش انگیزه ها  که پست های چند ماه گذشته مبین آن است به نظر می رسد تداوم کار وبلاگ چندان ضروری به نظر نمی رسد بنابراین خواهشمندم هر کدام از دوستان که علاقمند هستند مطلبی، عکسی، مرثیه ای برای 11/11 آماده نمایند تا مراسم اختتامیه وبلاگ را با هم برگزار کنیم

من الله التوفیق

[ چهارشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ ] [ 22:17 ] [ 69747 ]
عابر جاده ز من می پرسید

 آخر این راه کجا خواهد بود

من به وی می گفتم 

دو طرف سبز و هوا  ابری است

 آسمان آبی و آفتابی است

ابر چون هست امید شب بارانی است

گر زمن می پرسی همین کافی است

"محمود مسعودی"

[ یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ ] [ 18:44 ] [ 69747 ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای ارتباط با دوستان زمین شناسی ورودی 67 68 ,69و 70 دانشگاه بیرجند ایجاد شده که در واقع اولین دوره های زمین شناسی دانشگاه بیرجند می باشند. می توانید در قسمت نظرات مطلب بنویسید یا اینکه با ايميل geobirjand69@gmail.com تماس بگيريد تا نام کاربری و رمز برای شما ارسال گردد و خود مستقیما در صفحه اصلی وبلاگ مطلب بگذارید. مطالب می تواند هر موضوعی باشد به شرط اینکه تولید خود شما باشد و از کپی کردن مطالب از سایت های دیگر بپرهیزید.
همينطور . دوستان دیگر ورودی های دانشگاه بیرجند که علاقمند باشند با دوستان زمین شناسی67 68 , 69 و 70 در تماس باشند یا اطلاعاتی از آنها بگیرند می توانند با وبلاگ در ارتباط باشند. با تشكر
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که پایان کار چیست
لینک های مفید
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


آلبوم عکس زمین شناسی 69