|
زمین شناسی 67، 68 ، 69 دانشگاه بیرجند وبلاگی برای ارتباط با دوستان زمین شناس
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 17:36 ] [ 69747 ]
پیشنهاد آقا رضا به دنبال پبشنهاد آقای دکتر طبسی ایجاد یک پست ویژه برای دوستانی است که برای گردهمایی اعلام آمادگی کرده اند است. به ترتیب اعلام آمادگی دوستان اسامی را اینجا می گذارم .
این گل هم تقدیم به همه اونایی که اعلام آمادگی کردند و خواهند کرد.
به نظر می رسد برگزاری این گردهمایی توسط دوستان جدی گرفته نشده است . دلیل دوستان هر چه که باشد قابل احترام است چون مشکلات زندگی و کار امروزی آنقدر زیاد هست که حداقل دلیل برای این موضوع باشد. در تماسی که با دانشگاه داشتم تاریخ ۹ و ۱۰ شهریورماه۹۱همایش زمین شناسی اقتصادی در دانشگاه بیرجند برگزار خواهد شد . این تاریخ می تواند زمان مناسبی برای دوستانی باشد که هنوز هم علاقمند هستند تا حضور و دیداری مجدد در بیرجند داشته باشند. پست مرتبط: به این سادگی نباید تسلیم شد
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 23:56 ] [ 69747 ]
فکر می کنید این سفید گرد چیه :
نه این ماه شب چهارده نیست اصلا شب نيست ولي اینقدر از ماه شب چهارده تعریف کردند که بعضی ها هم که خیلی ارج و قربشون از ماه شب چهارده بیشتره هم هوس کردند ماه شب چهارده باشند و ريزگرد به سر و صورتشون ماليدند . ایشون خورشید اینروزها و بسیاری دیگر از روز های خوزستان و مناطق غربی هست که این ریز های گِرد اهل گردش ، رنگ و نور و جلا و قدرت و همه چیزش رو گرفتند . در اين روزها از خورشید فقط اسمش می مونه ، ما آدماي ريزگردخور كه ديگه جاي خود. آدم دلش برا خورشید کباب می شه توي اینروزها می شه شیر بی یال و دم ، خوار شدن بزرگان خيلي سخته . هیچکی هم نیست به داد خورشید وخورشيد خانم برسه . یه روزایی می گفتند خورشید پشت ابر نمی مونه حالا بايد ببيند كه چه راحت خورشيد پشت ريزگرد مي مونه. خوش به حال این ریز گرد ها که ریز شدند تا بتونن بگردند و از عراق و عربستان تا تهران را راحت سفر كنند . بعضی ها هم که انگار هر چیزی از عراق و عربستان مياد رو باید آزاد بگذارند تا هركاري دلشون مي خواد بكنند. حداقل به فکر این خورشید بنده خدا باشید کور شد از دست اين ريزهاي گرد .فردا اگه بمیره کی جواب اینهمه آدمو میده . چه جوری می خواهید برق این مملکت رو روز و شب تامین کنید تازه برا حموم آفتابی روستاي ما هم بايد کلی لامپ اضافی روشن کنید اونم تو روزگار ي كه همه چي به يارانه بستگي داره. اینروزا وقتی خورشید اینجوری می شه آدم احساس می کنه اونم از خجالت چشماشو گرفته تا مردم راحت تر ریزگردها رو قورت بدن و ازش خجالت نکشن . بعضی ها هم كه انگار نونشون تو ریزگرده دعا مي كنند زودتر ريزگردها به تهران برسند تا نشه تكذيبش كرد و مجبور بشن اقدام عاجلي بكنند ، بعدشم تندی یک سفر به عراق راه می اندازند دوری می زنند مصاحبه ای می کنند و تلاش می کنند مردم را عادت بدهند تا در مقابل ریزگردها مقاومت بیخود نکنند و لذتش را ببرند. تنها كار خوبي كه تو اين سال ها انجام شد و جاي تقدير داره كلمه نامانوس ، دراز و بدقواره گرد و غبار به كلمه باكلاس ، امروزي و خوشگل ريزگرد تبديل شد تا حداقل مردم نگويند مسئولين هيچ كاري نكردند. تازه خدا رو چه دیدی شاید این هم یکی از حکمت های خدايی باشه تا عناصر کمیاب و نایابی که هیچ جا نمی شه پیداش کرد به خورد بشر بدهد. هر كار خدا حكمتي داره ما هم بالاخره بنده شيم كار بي حكمت نمي كنيم. خلاصه اگر به فكر خورشيدخانم نيستيد به فكر خورشيد خدا باشيد خدا فرداي قيامت يقه تونو مي گيره. [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:25 ] [ 69747 ]
در جواب اين دوست محترمي كه به ديدار ما در آن دنيا نظر داده بايد بگم كه اولا متوسط سني همه دوستان بين 37 تا 43 سال ميباشد و ما در همان دوران دانشجوئي و با سختگيريهاي اون دوره كه در جامعه حاكم بود كارهائي ميكرديم كه شما توي خواب هم فكرشو نميتوني بكني و خاطرات جالبي را در اون دوره رقم زديم كه با ارتباطات كنوني جوانان امروزي محال ميباشد.
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:53 ] [ 69747 ]
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم * * *اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند* *دیگر گوسفند نمی درند* *به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...* * * *می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .* * عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد * *بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... * *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . * *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. * *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود * *و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!* * * *میدونی"بهشت" کجاست ؟ * *یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! * *بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...* رضا [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 6:56 ] [ 69747 ]
يادمه يه ترم تو زمستون محمد اردشيري لخت تو حياط ميدويد و منم با پارچ اب ميريختم روش آخرش مريض نشد اما آرمان حيدري را با صابون رنده شده و فيلتر سيگار محلول در چائي مريض كرديم و با تاكسي برديم بيمارستان امام رضا و بستري كرديم. عباس میر احمدی [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 13:32 ] [ 69747 ]
مهدي كشاورزي پور
مهدي آقا من بعضي از حاضرين رو نمي شناسم تا حدي كه مي شناسيد معرفي كنيد خوبه [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:47 ] [ 69747 ]
چقدر سرزنده و در عین حال دلتنگ شدم از مرور پیج تان، من هم فوق لیسانس زمین شناسی دارم البته خیلی بعدتر از شما ، سال 80 بوعلی سینا قبول شدم، حس هیجان آور و دلگیری داشت خواندن مطالبتان، شاد و مانا باشید
رها [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:38 ] [ 69747 ]
یاد شامپو خوردن محمد کا شی افتادم که می خواست با یه ترفندی مسمو م بشه و واحد حذف کنه اما مسموم نشد سر اخر صا بون رنده کرد و با پنیر خورد بازم مسمو م نشد اخراش می گفت جان ماد ر تون تا جون دارین منو بز نین بلکم اثر بکنه شیرزاد [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:20 ] [ 69747 ]
با نام خدا و با عرض سلام خدمت همه یاران دیرین
می خواستم از دوستان خواهش کنم حالا که با لطف خدا جمع دوستان جمعند و هر روز و هر هفته ، عزیزان دیگری به وبلاگ اضافه می شوند ، اگر دوستان موافقت دارند پنجره یا بخشی در وبلاگ اضافه شود تحت عنوان : خاطرات دانشگاه بیرجند ،یا هر نامی که دوستان مایلند ، تا هر کدام از یاران و همراهان ، خاطرات آن دوران را که در قلب و جانمان ثبت است ، مکتوب کرده تا همه از آن خاطرات شیرین بهره مند شده و این یادمان ها ، جاویدان بماند . فقط شاید لازم باشد دوستان خاطرات خود را به گونه ای نقل کنند که خدای نخواسته ، خاطری مکدر نشود !! توفیق همه عزیزان را از درگاه الهی خواهانم .
نوری
پیشنهادی عالی است در سمت راست در قسمت آرشیو موضوعی دو بخش بنام خاطرات دانشگاه بیرجند و دیگر خاطرات وجود دارد . منتظر خاطرات دوستان هستیم. [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 7:55 ] [ 69747 ]
استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد" استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟" شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا" استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد.چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست خدا نیز شیطان است!" شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگرتوانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست. شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟" استاد پاسخ داد: "البته" شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟" استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند. مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی رامیتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکهاز نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد" شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی درحقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد.اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟" زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما اورا هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشربه همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجودندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی وسرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا
انتخاب و ارسال :عباس میراحمدی [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:24 ] [ 69747 ]
روش های خودکشی: برق-مرگ موش- قرص خواب اور- طناب دار- پرتاب از بلندی- رفتن زیر قطار-و........... اما ما زن را انتخاب کردیم , ارام , مطمئن ,تضمینی, و تدریجی 23 اردیبهشت روز زن بر همه شیر مردانی که با این بلای خانگی می سازند مبارک باد.
مهدی .ک
آقا لطفا مواظب باشید یه وقت همسران محترمه اگر به وبلاگ سربزنند کار مشکل می شه. حالا از شوخی گذشته روز زن بر همه مادران و همسران مبارک باد [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:16 ] [ 69747 ]
10 نمونه از عجایب جهان را که تاکنون ندیده اید !
1. پاموکل (ترکیه) ![]() به زبان ترکی این نام یعنی: قلعه پنبه ای و به آسانی می توان فهمید که چرا چنین نامی به آن اطلاق شده است. همچنین این شگفتی طبیعی قسمتی از سایت شهر هایراپولیس (Hierapolis) در سوریه است و در طی قرنها این دو به دلیل نزدیکی یکی شده اند. در واقع برخی از مقبره های قدیمی در قبرستان شهر بخشی از منظره را تشکیل میدهد. این سایت دارای سنگهای تراورتن و چشمه های آب گرم است. سنگهای تراورتن ظاهری متحدالمرکز دارند و با رنگ سفید حریرگونه جلوه ای روحانی خلق کرده اند. چشمه های آب گرم
ادامه مطلب [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:42 ] [ 69747 ]
سلام فرهاد رشیدی
خوبه اولین ایمیل جواب داد [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 9:44 ] [ 69747 ]
تيم فوتبال زمين شناسي قهرمان سال1370دانشگاه بيرجند تركيبي از وروديهاي سال67تا70 نفر سوم از چپ زنده ياد سعدا... ناييچ ورودي68وكاپيتان تيم
ارسال :محسن امینی
با تشکر از آقای امینی و عکس خاطراتی ایشان
اول برای شادی روح مر حو م سعد الله نائیج ها فبک تو انمند دا نشگاه فاتحه بخو انید که سخت دو ست داشتنی بود .. اما خا طرات من از فو تبال با سعد الله و یا بقول بچه ها سعدی یک خا طر ه بیاد ما ندنیست یادم میاد در یکی از بازیها خیلی برایم پا س فر ستاد اما من گل نز دم لباسش را در اورد و گفت با زیکن نیستی و زمین را تر ک کرد اما به محض اینکه از زمین بیر ون رفت من در وازه حر یف را باز کردم خدا رحمت کند با صدای بلند گفت فقط میخو استی منو اخراج کنی شيرزاد جليليان [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 7:12 ] [ 69747 ]
باسلام خدمت تمامی دوستان رشته زمین شناسی دانشگاه بیرجند بخصوص سالهای1367تا1370وجناب آقای دکتر تاجبخش عزیز بنده حقیر از ورودیهای سال1370هستم وجنابعالی را هم که بعداز 15سال دیماه سال پیش ملاقات نمودم غرض از مزاحمت این بود که اسم اینجانب را هم در فهرست کسانی که میخواهند درگردهمایی شرکت کنند بگذارید . با تشکر محسن امینی [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 6:28 ] [ 69747 ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراح قالب : ماه موزیک ] [ Weblog Themes By : Mah Music ] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||