بنام خدا


سلام  سلام

[ یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 23:41 ] [ 69747 ]

خدمت همه شما بزرگواران سلام عرض میکنم،وبلاگ بسیار زیبایی دارید من مدتهاست که به وبلاگتون سر میزنم و از نوشته های تک تک شما عزیزان لذت میبرم بخصوص از نوشته های خانم بارده،که مطالبشون سرشار از احساس و امید به زندگیست(چیزی که در این زمانه بخصوص ما جوانان خیلی نیازمند آن هستیم) هر بار که کامنت های ایشان را میخوانم گویی روحی از نشاط و امیدوارری در من دمیده میشود لذا بر خود لازم میدانم که کمال تشکر و قدردانی را از ایشان و تمامی اعضای محترم وبلاگتون داشته باشم.
من در حال حاضر دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه بیرجند هستم و قراره امسال در آزمون ارشد شرکت کنم اما هنوز نمیدونم که برای ارشد کدوم گرایش رو انتخاب کنم.خیلی از اساتید میگن علاقه مهمه،اما از اونجایی که من به عنوان یک پسر باید به فکر آینده شغلی گرایشی که میخوام در اون ادامه تحصیل بدم باشم مجبورم علایقم رو فدای کار کنم.برخی ها بهم میگن لیسانست رو که گرفتی برو واسه خودت دنبال یه شغل آزاد چرا که با ادامه دادن این رشته امیدی به یافتن شغل نیست،بعضی وقتا کلا ناامید میشم و با خودم میگم نکنه واقعا آخر و عاقبتم بعد از ۱٦سال درس خوندن همینی باشه که اینا میگن
برای همینه که میگم تو این برهه‌ی زمانی، واسه ادامه دادن راهی که درش گام نهادیم شدیدا به تقویت روحیه و امیدواری نیازمندیم لذا از شما بزرگواران درخواست دارم که این برادر کوچکِ زمین شناستون رو جهت داشتن ی یک انتخاب صحیح راهنمایی کنین.
با تشکر از همه‌ی شما عزیزان و آرزوی توفیق روز افزون برایتان.


 با سلام و احترام به این دوست عزیز ، از همه ی دوستان و بلاگ نشین و دوستان زمین شناسی که اهل این وبلاگ نیستند ولی می توانند در این مورد اظهار نظر کنند تقاضا می کنم هر کدام در حد اطلاعات خودشان اظهار نظر فرمایند تا شاید کمکی باشد برای این دوست عزیز و دوستان دیگر. اتفاقا مبحث خوبی است که در صورت استقبال دوستان می تواند راهگشا باشد.


 و اما نطر خود من

1- بحث مشکلات کار و رشته ها مربوط به زمین شناسی تنها نیست و ناشی از رشد کمی و غیر کیفی بی رویه ی رشته ها و گرایش ها است بنابراین تعدادی از افراد در کارهای غیر مرتبط به کار مشغول می شوند.

2- این بحث ها و صحبت ها همیشه بوده و خواهد بود بحث امروز و دیروز نیست و فردا هم تمام نخواهد شد.میزان و نوع انگیزه ی افراد باعث رشد بیشتر و یا خارج شدن آنها از مسیر می گردد.

3- گرایش های نفت، تکتونیک، رسوب شناسی، چینه و فسیل و ژئوفیزیک در اکتشاف و استخراج نفت در داخل و خارج از کشور جایگاه مهمی دارد و نیاز به آنها تا روزی که نفت وجود دارد هست.

4- در شرکت ملی نفت اولویت با رتبه ها و معدل های بالاتر است.

5- شخصا معتقدم همیشه شغل برای افرادی که با جان و دل به علم و کار بچسبند هست. افرادی که ادامه ی تحصیل می دهند باید هزینه های مادی و معنوی بیشتری پرداخت کنند و صبور باشند.

[ سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:52 ] [ 69747 ]

هوالحق

انگار که تشنج داري. خوب نيستي. ميري سرکار. هيچ کس نيست. هي کلنجار ميري و نسبت آهن سه ظرفيتي به دو ظرفيتي داده هاي حاج محمد آقا را بالا پايين مي کني. دستنوشته استاد را که الان آمريکاست، پيدا مي کني. شک مي کني. يعني استاد اشتباه گفته؟ نام کتابي يادت مي آيد. در کتابخانه ات نيست. پس تهران است. مي روي بيرون شايد کسي ببيني که کتاب را از کتابخانه مرکزي بگيرد. دريغ. مجبور مي شوي بروي کتابخانه و بعد از 3 سال عضو شوي تا کتاب را بگيري. عددها مي چلانندت. نسبت مجموع آلکالي به سيليس روي نمودار روي کدام نقطه چين است؟ ضريب در آهن کل ضرب، تقسيم بر ضريب بعلاوه 1. اين سه ظرفيتي حاصل را از کل که کم کني، مي شود آهن دو ظرفيتي. درست است؟ نمي داني. بعد از ظهر چهارشنبه است. کولرها ديگر خنک نمي کنند. فرمول من در آوردي را يادداشت مي کني و براي وضو مي زني بيرون. هيچ نخورده اي. اگر روزه گرفته بودي حداقل يک منتي داشتي. داخل حياط که مي پيچي، يکي ازدانشجويان زيست را مي بيني. تنهاي تنها. خيلي دوستش داري. بعد از 6 يا 8 ترم هنوز 60 واحد پاس نکرده. آن اوايل که آمده بودي و با يکي از زيست شناسان هم اتاق بودي، زياد براي نمره مي آمد. آنقدر صداقت داشت که استاد وقتي با زور بهش نمره قبولي داد آنهم به شرط جبران در ترم بعد، فقط نگاه کرد و قول نداد. و البته هم که نمي خواند. اول خرداد، قبل از امتحانات مدير گروه زيست فرستاده بودش اتاقت (چون که خيلي سفارشش را مي کردي). شوخي يا جدي تا که شايد راه حلي براي حذف ترمش ارائه کني. اين ترم هم مشروط شود بايد برود خانه. از طلاق صوري مادرش پيشنهاد داد تا بيماري خودش. تذکر دادي نبايد دروغ بگويد چون بچه مومني است. پيشنهادِ بهانه عشق و عاشق شدن داده بوديش. ساکت نگاه کرده بود. "آقاي ... توي اين گرما اينجا چه مي کني؟" آمده بود براي حذف ترمش. دير شده بود و گفته بودند تا شهريور کميسيون نيست. فرستاديش اتاق و خودت براي وضو رفتي.

چرا حالت خراب است. 5 شده و تازه بايد اعداد جمع و ضرب و تقسيم شوند. آخرهم تفريق. رقص هسته اي و سيل آبکي و تاريخ بي جواب اما تکراري اين مملکت در مغز ريش ريشت رژه مي روند. مک دونالد مي خواهد بيايد! مژده دهيد باد را! پريروز 40 دلار اونس طلا پايين آمد، گرمي 900 تومان ارزان شد. امروز اونس 8 دلار بالا رفت، گرمي 800 تومان رفت بالا! عجب مي رقصد اين مثلا ناموس يک بي ناموس روي سقف ماشين وسط ملتي خوشحال از پيروزي هاي اخير در بالاي تهران! با لاين يا وايبر يا يک کوفت ديگر براي عيال فرستاده بودند و به زعم ايشان، تو هم بايد مي ديدي! دوستي عزيز چند روز پيش پرسيد "آيا اسمارت فون خريده اي؟ که به ما ملحق شوي" و تو مبهوت ماندي که اين اسمارت فون که گفت يعني چه؟ هفته پيش حديثي شنيدي که هرچه جستجو کردي منبعش را نيافتي (احتمالا تو اشتباه شنيده اي يا بعدا تکذيب خواهد شد). سخنران به نقل از رسول الله در پاسخ يارانشان: "در آخرالزمان مردم چگونه مي فهمند که آقا تکيه زده بر رکن يماني، آمده است؟ " مردم کف دستشان را نگاه مي کنند و مي فهمند". سخنران مي گفت بسا منظور رسول، همين گوشي هاي همراه باشد.

عيال زنگ مي زند "پياز نداريم". 7 عصر شده و حس پياز خريدن نداري. "يک دانه کوچولو ديشب ديدم زير کابينت ها افتاده بود! با همان سر کن" بليط براي جمعه صبح داري و مي داني تا بروي و بيايي خراب شده اند. مثلا بهانه آوردم آن هم يهويي! "سيل کرج اصلا هم سد کرج را پر نکرده!" اين خبر را که مي شنوي گويي داعشي ها از 40 کيلومتري مرز رد شده اند و (همچون ساواکي ها) با سوزن جوال دوز زير ناخن هايت را مي کاوند! پس اين سيل که آمدنش فقط تقصير مردم در ترافيک تعطيلات مانده بود، آبش کجا رفت؟ تازه اينکه عکس اميرکبير خدا بيامرزي نيست! تازه تر چند تا دانشجو در اتاق تشريح عکس گرفته اند و عکس با اموات گرفته شده را به اشتراک نهاده اند (البته اگر فردا تکذيب فتوشاپي نشود). کارنامه نفر اول دکتري رشته خودت را در فضاي مجازي مي بيني که باهاش مصاحبه کرده اند. آن پزشکانِ وقيحِ بعد ازاين، اين زمين شناسان مبرز آتي را هم مي طلبند. 50 درصد بالاترين درصدش است! يکي از شاگردات که خيلي هم از تو به دليل بيسوادي ات بدش مي آيد، رتبه زير 10 ارشد را آورده. بالاترين درصدش 40 يا 50 بود تازه اصلا سنگ ها را هم نزده بود! تازه تر مي گفت "رفتم ارشد مي خواهم چند تا کتاب بنويسم!" يکي از همکاران بهش قول داد بعد از اخذ ارشد بفرستدش خارج براي دکتري! همه خوابند جز من و خواهر مهناز در ينگه دنيا. مي روي در فضاي مجازي نصف العيشي با ديدن انگشترهاي عقيق داشته باشي. 8 يا 9 ماهي هست عقيقت گم شده و مي خواهي بخري و نخريده اي. با ديدن دو آگهي، داغ چند ساله ات * تازه مي شود.

1- فروش 2 عدد فسيل گياه و حلزون قيمت: ۲۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان  

    

2- 5 تا فسيل يک جا به فروش ميرسد قيمت: ۱۵۰,۰۰۰ تومان

حالا اين فسيل گياه چند ميليوني را کجاي دلت بگذاري!** بالاخره فهميدي که چرا امروز داغوني. 5 سال پيش چنين روزي با داغ و درفش و ضرب و زور دفاع کردي! نمی دانی چرا هی يادت مي رود بپرسي: آیا خواهر راضيه به سلامتي دفاع کرده اند تا سورشان را از آقاي دکتر بگيريد؟

 

* و ** با عرض معذرت اين نوشتار در اولين فرصت ادامه دارد.

 يا مثلا همين الان يهويي خيلي کلاس داره: To be continue!!!!

[ پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 6:57 ] [ رضا ]

به نام خدا

 

قصد داشتم حالا که وبلاگمون درست شده یک پست زیست محیطی بزارم که در دنیای مجازی عکسی از یکی از دختران ناصرالدین شاه به دستم رسید.  زیر آن نوشته بود: دختر ناصرالدین شاه با بیش از 2000 خواستگار.از اونجاییکه ذهنم  مشغول مسائل زیست محیطی بود ، این سوال برام ایجاد شد که چه قدر محیط زیست ما با اون زمان تفاوت پیدا کرده. چه قدر معیار های انتخاب تغییر کرده. گذشته از این که ایشون شاهزاده خانم بوده و عده ای با این تفکر که حالا دختر شاه باشه ، هرچی باشه قدم جلو میگذاشتند ، ولی معیارهای ظاهری انتخاب هم کاملا متفاوت بوده. دارم فکر می کنم آلودگی هوا و صنعتی شدن چه ربطی میتونه به این تغییر معیار داشته باشه. 

 با حفظ محیط زیست به نسل های آینده شانس زندگی عطا کنیم

 

 

[ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ ] [ 21:9 ] [ راضیه ]
گاهگاهی ز خودم می پرسم

که اگر
"کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ"
پس:
کار ما چیست در این خاکی گوی
کار ما چیست در این کوته عمر
کار ما شاید
 کشف رازیست که :
در خاک زمین جامانده
کشف الطاف خداییست
که در عین سجود
از نظرگاه بشر وامانده
کشف حرفیست که 
یک جرعه ی آب
یا که یک قطره ی نفت
یا که یک کانی شنجرف قشنگ
بهر اقرار همان، این همه راه آمده است
تا بگوید رموزیست نهان
در دل جامد یک ذره ی خاک
در دل مایع فواره ی آب
در دل گازی هیدرات و هوا
کار ما شاید 
کشف یکی حلقه ی نامریی عشق
بین یک موج و میان لایه ی سنگی باشد
کار ما شاید
 جستن یک رابطه ی معنی دار
زیر یک کپه از آهن و مس
 در دل کوه پر از سبزه ی رنگی باشد
کار ما کشف قانونی یک رابطه است
تا که یک پرده از اعماق زمین بگشاییم
و بدانیم
که به هر گوشه ی این دشت امیدی خفتست
ای خوش آن چشم که فهمید
هر لایه از این خاک
اگر سالم و دلچاک،قوانین دارد
و پی کشف حقیقت
با قدرت عشق
تا سر قله ی احساسی کوه
یا به ژرفای پر از حرف زمین
اسب اندیشه ی خود زین دارد
کار ما کشف همین پیوند هاست
کشف فیزیک و زمین
کشف شیمی و حیات 
کشف پیچیدگی یک چین که قانون ریاضی دارد
کشف رقصیدن یک موج که ز اسرار خبر می آرد
کار ما کشف آسایش ابنای بشر
از دل سنگی و بی روح زمین است و زمان
کار ما کشف همین رابطه هاست
ارتباطی که کمی هیدروژن و دانه ی کربن دارد
به کجا مقصد و مقصود ، ز کجا بن دارد
تا بگوید که کدامین لایه
نفت دارد، گاز دارد، هیدروکربن دارد
کار ما معنی علم است و عمل
که بریزد به دل مردم ما جام عسل
"محمود مسعودی"

در دومین کنفرانس ژئوفیزیک اکتشافی در اردیبهشت ماه 94 قرائت گردید
[ دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 18:5 ] [ 69747 ]

هوالحق

او کرم الله وجه است که قبل "فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ" فرمود "وُلِدتُ علي الفطرة".

"سباق الأمم ثلاثة لم يکفروا بالله طرفة عين، علي بن أبي طالب و هو أفضلهم".

«پيشتازان امت ها سه نفرند که چشم بر هم زدني به خدا کافر نشده اند؛ علي بن أبي طالب و صاحب ياسين و مومن آل فرعون. همانا علي بهترين آنها مي باشد».

التماس دعا

[ یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:8 ] [ رضا ]

دگرشیبی سازند شیرگشت به سن اردویسین بر روی سازند کلمرد به  سن پرکامبرین درمنطقه دارین در مسیر جاده طبس به خور و بیابانک

دگرشیبی سازند کلمرد و شیرگشت

[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 22:9 ] [ 69747 ]
سلام بر دوستان جان

این یک ماه و اندی که به لطف بلاگفا ارتباط وبلاگی  با دوستان قطع شد فهمیدیم که چقدر این وبلاگ را دوست داریم و علیرغم دیگر سیستم های ارتباطی هنوز هم وبلاگ جای خودش را دارد.

بیش از یک ماه پیش بلاگفا در حین یک سری کارها برای جابجایی سرورهایش با یک اشتباه، گند می زند و هارد های اطلاعاتش آسیب می بیند .کلی هزینه و وقت صرف می کند تا بتواند اشتباهش را جبران کند و هنوز هم می گوید تنها بخشی را توانسته است جبران کند. به هر صورت امیدواریم موفق باشد.

ما به نوبه خودمون از اشتباهشون با اینهمه تجربه متعجبیم و از تلاششون متشکر

ولی از هر اتفاقی باید آموخت:

مثلا اینکه دلمان چقدر برای دوستان می تنگد.

مثلا اینکه خیلی چیزها به راحتی می توانند خاطره شوند و هرگز باز نگردند.

مثلا اینکه گاهی یک بی دقتی ساده چه گران تمام می شود چقدر عمر و انرژی باید تا شاید بخشی از آن جبران گردد و شاید هرگز جبران نگردد.

مثلا اینکه ....

 

[ پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 9:42 ] [ 69747 ]

جناب آقاي رضا
با سلام
ضمن ارزوي سلامتي و قبولي طاعات و عبادات
انشاء الله بحث هاي زمين شناسي بيشتري از ان جا داشته باشي. من هم چند تا تصوير دارم. مقداري نمونه هم آورده ام اما نمي دانم کجا گذاشته ام.
من البته به عنوان يک شيعه سنتي و شايد به دليل سيادتم حساسيت شما و بغض شما را احساس مي کنم. اما بايد توجه داشته باشيم که انها همان اند و ما هم همين. اگرچه مسائل اخير در جده حاشيه هاي بسيار تندي را عليه اعراب و تا حدي اهل سنت در ايران ايجاد کرده اما در يک مقياس کلي اين ها همسايگان ما هستند و بايد يک جوري با آنها بسازيم. بالخره اين هم شانس ايران است در همسايه داشتن. از افغانستان بگير برو تا !!!. ايران هم شايد همسايه خوبي براي انها نباشد؟؟!!! با همسايه نمي توان از صبح تا شب دعوا کرد به خصوص اگر يک مقدار وضع مالي اش خوب باشد و بخواهد نام خليج فارس را هم عوض کند!!!!!.
به هر حال به عنوان افراد تحصيل کرده نبايد خداي نکرده به سوي تبعيض گرايي پيش برويم (حتي در مسائل ديني و مذهبي و خود را برتر از همه بدانيم). اين مسائل متاسفانه در جو خاورميانه زيادتر است. در کشورهاي اروپايي اين تفاوت هاي شيعه و سني کمتر نمود دارد. چون ان جا همه انها رقيبي غير مسلمان دارند!!؟؟
شايد براي ما که در ايران هستيم و البته معتقد به ائمه و شيعه و البته به کانال هاي ماهواره اي هم همگي دسترسي ندارند و يا کانال هاي عربي را گوش نمي کنند خيلي حساسيت برانگيز نباشد. اما در چند سال اخير متاسفانه هر دو طرف شيعه و اهل سنت شروع کرده اند به شعار عليه هم و انتقاد هاي بي مورد. اين براي هر دو طرف نفعي ندارد. جز مشغول کردن انها با هم. موارد ديگري هم هست که بماند براي يک وقت ديگر.
ايام به کام.
*************************************************

هوالحق

سلام و سپاس استاد

(4- دست کشيدن بر بالاي قبرها جايز نيست زيرا که بدعت بوده و وسيله واقع شدن در شرک مي باشد!

5- بالا رفتن بر فراز کوه احد و کوه رمات به قصد تبرک جستن و برداشتن خاک و سنگ از آنها کاري نا جايز است.)

**********************************************

چون که حوا  نرم نرمک پای بر عالم نهاد      بی خرد چون کودکان از دیدنش گردید شاد

بهر حفظ شوهرش حوا چو از جنت گذشت     جنتی دیگر بشد از عشق او هر کوه و دشت

حقیر یک رگ لجاجت غلیظ در پدربزرگ گرامیمان یافته ام که به دنبال هیجان های ناشی از حسادت های مادربزرگمان، بعد از هبوط به زمین، جنتش را  ابتدا در کوه عرفه یافت و احتمالا سیبش را جای دیگر.

[ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 1:20 ] [ رضا ]
سالها  ادم  به جنت  همنشین حور  بود

از وجود همنشینان خوش دل و مسرور بود

اشرف مخلوق را کاری بجز طاعت نبود

بهر او فرقی میان سال با ساعت نبود

 مهدی کشاورزی پور

[ دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 14:19 ] [ مهدی_ک ]

هوالحق

لايق وصل تو که من نيستم              اِذن به يک لحظه نگاهم بده

0890

هيچ چيزت به آدميزاده نرفته است. مي روي؟ نمي روي؟ 6 اسفند تهران و ديدار حاج محمود عزيز و خريد کتاب هاي ابر نفيس زمین شناسی جهت اهدا به برندگان مسابقات علمي و تخيلي. 15 اسفند اصفهان و ديدار حاج رضا قيصري. 20 اسفند تهران. 22 اسفند سیرجان-بندرعباس- بندر لنگه. 26 اسفند يزد. 27 اسفند تهران. 7 فروردين اصفهان و بازگشت به تهران. 8 فروردين يزد. 12 فروردين مي رويد؟ نه نمي رويد! آخرين ايميل مي گويد 9 صبح اصفهان باشيد. بليط را که مي گيريد. 12 شب مي گويند 5 ساعت عقب افتاد. بيماري مادر و جيغ هاي ارغوان باعث اين پيشنهاد مي شود که نرويد. حاج داداش به زور راهي تان مي کند. مي رويي و چه رفتني. نه آمادگي نه خداحافظي و نه دوربين عکاسي.

سرزمين وحي است و گوشه گوشه آن بايد بوي پيامبر و ائمه دهد. اما هرچه زور مي زني نمي روي به حس. در حرم نبوي بدجوري مي خورد به ذوقت. مگر مي شود اين همه تفاوت؟ شک مي کني به اين همه جهالت. تو يا آنها؟ شما يا ايشان؟ لهيب کينه زبانه مي کشد از چشمان ابولهب نشان شان. رفتارشان در بقيع خيلي زود از شک در جهالتشان بيرونت مي کشد.

0701

اين بار شک جايش را به ترس مي دهد. ترس از اينکه بفهمند کينه دو سويه شده و در نمازهاي به اجبار جماعت شده شان هم لعن شان مي کني. به هيچ قوم و قبيله اي کار ندارند الا ايراني. غربت بقيع را الان مي فهمي که شعار شيعه نيست.

پارکينگ طبقاتي بزرگي که در احد مي سازند، نشان مي دهد که احتمالا تا چند سال ديگر از آن هم خبري نيست. تا جمع مي شويم، نواده ابوجهل با ماشين مي آيد که «خدا هدايت تان کند مشرک ها؟» خيلي دوست داري با اين نمونه داسيتي که يواشکي برداشتي، شيشه ماشينش را پايين بياوري. امان از ترس. شکافي که رسول الله پس از شکست درجنگ احد، با دندان و پيشاني شکسته به آن پناه برده و مولا با هفتاد زخم از ايشان دفاع کرده شايد حاصل عملکرد گسلي باشد که فهم مکانيسمش کار تو نيست!

  0752

نفهميدي و هنوز هم نمي داني مکان و جهت و امتداد خندق را ولي تمام آثار هفت مسجد در حال محو است و فقط مسجد حضرت سلمان بر پايه اي از بازالت کم و بيش حفره اي باقيمانده است.

 0769

چون نگاه بر کعبه اندازي آرزو و دعا مستجاب است انشالله. سر که از سجده بالا مي آوري، عيال مي گويد اين خانه خداست؟ چرا اينقدر کوچک؟ و مي فهمي که ابوجهل و لهب و سفيان به هدفشان از احداث اين ساختمان هاي پوشالي در اطراف کعبه رسيده اند.

 0808

شوط دوم و سوم است که مي آيد ياد منتظر و حجت و آنگاه در مي يابي هرز خود برده اند اين مگسان گرد نجاست. وقتي شکاف مستجار را لمس مي کني، تمام عقده ها سرباز مي کند که مولود کعبه در دل ما هم هست. ديگر به ريشخند مي نگريشان ابو تاريکي ها را. چه کشيد 1400 سال پيش رسول الله. 1400 سال پول و تکنولوژي و دلار تازه اين شده اند. زنده بگور کردن دختران را و سنگ داغ بر سينه بلال ياسر و سميه را حس مي کني. چه جگري داشته مولي علي که يک تنه رفت و سوره توبه را برايشان خواند. چه ارتفاعي دارد جبل نور و چه قدرتي علي (ع) و خديجه (س) که هر روز اين راه کوهستانی را براي رسول معتکف، آب و غذا مي بردند. دوگانگي ماگماتيسم گابرو-گرانيت مکه که نشان از ريفت دارد چه ارتباطي با ولکانيسم بازالت - داسيت مدينه دارد؟ تمام کوه ها در حال صاف شدن و ساختمان سازي. آيا اين گرانيت ها و گنيس ها همان پي سنگ هستند؟

 0860

 تبصره:

1- گفتند: نماز در روضه پيامبر بين محراب و مزارشان بيشمار ثواب دارد و دعاها مستجاب. خواندم دو رکعت به نيابت همه دوستان دور و نزديک. حتي دو رکعت به نيت تمام وبلاگيان در حال آمد و شد يا مدتها گذر نيافتاده. جالب است که هر دو بار که سعادت يارم شد در روضه، کنار ستون توبه بود. در مکه هم ياريش شامل حال شد. در تمام مکان هايي که سفارش نماز شده بود و دل پر مي کشيد و چهار سوي کعبه نماز بخوانيم، يادتان با من بود. در انتها براي از قلم نيافتادن دوستي، دفتر تلفن موبايل يک يک دوستان را يادآوري مي کرد با جمله کوتاهي دعا اگر قابل بوده باشيم. تمام پدران و مادرانم به همراه تمام پسران و دخترانم. تمام استادان و تمام شاگردانم. تمام دوستان داخل موبايل و تمام آنان که شماره شان نيست و . . . در طواف و نماز همراهم بودند. تا چه افتد و خدا چه خواهد.

2- هيچ نخريدم. جز يک شيلنگ دستشويي آن هم از فروشگاه بن داوودشان در برج ساعت (که خيلي به آن مي نازند). تا که هر وقت ديدمش ياد برجشان بيفتم و اين جمله انکر الاصواتي "ايراني ارزان" و قالب کردن اجناس بنجل شان را جبران!

 0798

الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون

[ جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 20:38 ] [ رضا ]

روزی که این عکس رو  می گرفتم به دوست همراهم می گفتم خوش به حال این بنده خدا که بالا خونش چین خوردگی دارد.

[ جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:8 ] [ 69747 ]
 

با سلام به همه اعضاء این وبلاگ و با سلام به مدیران آن

فرارسیدن سال نو و نوروز باستانی بر همگان مبارک.

انشاء الله سالی سرشاراز موفقیت، بهروزی، پبروزی و شادکامی داشته باشید اگرچه با ایجاد گروههای وایبری وبلاگ ها و ای میل لیست ها رو به فراموشی می رود اما این وبلاگ همچنان برقرار است. مثل دوربین های قدیمی در مقابل دوربین های دیجیتال.

آمار پست ها هم جالب بود. به نظر می رسد وقتی هوا بهتر بوده، ارذیبهشت و خرداد تعداد پست ها بیشتر بوذه!!!

 

با آرزوی توفیق برای همه شما که خاطراتی از گذشته با هم داریم. چه شیرین، چه تلخ

[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:51 ] [ 69747 ]
 

عشق به زمین بارِ دیگر بهار عاشق را آواره کوه و دشت نموده است و این لولی سر مست با دستانی که مهر از و می‌بارد   ، خرمن خرمن حس سبزی می‌بخشد به هر آنجا که پای می‌نهد. یک سال دیگر را پشت سر نهادیم ، سالی‌ که در همه جای جهان فقط خشونت را مجال سخن بود. عشق ، مهر و دوستی‌ در سال جدید برای یکایک شما عزیزان خواهانم. امید است نوروز براستی شروع روزی نو باشد در تمامی‌ عرصه‌های زندگیمان.بهارتان جاوید، نوروزتان پیروز و عیدتان فرخنده باد !

مهناز


[ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 19:41 ] [ 69747 ]

هوالحق

              بال بگشـــا دیده ها را باز کن                 عشـق را بر اهل دل ابراز کن
             تا طبیعت زنده می سازد بهار                زنده شو با عاشقان پرواز کن (ساده)

بال را که گشودي، در اوج زيبايي، رخسار، گلگون بي نيازي خواهد بود.

سر می زند سبزي از ميان شاخ خشک، پر مي شود از آب اين کوير پر نمک.

وجودتان بي نياز عشق مباد.

سال تان به نکويي و سلامتي.

راستي

نويدِ قُربِ وصلِ بي انتها را مي دهد، سهم ما از عمر بگذشته.

[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 12:19 ] [ رضا ]
فصل نـــــوروز است و اعجاز بهاران می رسد

فرصـــت عشق است و آواز هزاران می رسد

می دمد بر خـــاک بیجان نفحه ی اردیبهشت

شور فـــــروردین به لطف حی سبحان می رسد

در چـمن پیچیده کز لطـــــــــــف دل انگیز بهار

حس شاعـــــرپیشگی بر گلعذاران می رسد

زنده مـی گردد زمین و زنــــــدگی رو می کند

بوی مشکین هر طـرف با عطر باران می رسد

می نوازند بلبلان آهنـــــگ و شـــــوری تازه را

زانکه دور عاشقی با گـل به سامان می رسد 

زنده شو با یورش گل تا که جان بخشی چمن

دانه خود را می درد تا گل به میدان می رسد

دل رها کن از غم و غصه به فــــــــردا دل ببند

زلـــــف رنگینش تو را روزی به دامان می رسد

"محمود مسعودی"

[ شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 3:9 ] [ 69747 ]

بهار با شما درختی است بی نهایت سبز،مبارک شمایید.......  شمس تبریزی          

 

 روزگاری نزدیک زمستان همه این گستره ها را از برف پوشانده بودوسیلابها روان و سرما نگهبان زمین بود ....

فصل رویش که می رسد :

آرام آرام در دل خاک ،امید بر همه سردی غالب گشت ...

برف از شرمساری گریست ....

سرما گریخت تا سبزینه پوش با وقار بنشیند بر زمین ،و لبخند زیبای بهار شکوفا گردد و روزگار به خنده در آید....

سالی که گذشت با تمام بالا و پایینش در بایگانی عمرمان بصورت خاطره ای باقی خواهد ماند....

و من بسیار مسرورم که در جمع دوستان کسب فیض کردم ولحظاتی را برای دلم اختصاص دادم که انچه که برایم مفید بود وارزشمند ، آن بود که با دوست گذشت .

 

ایام ز دیدار شمایند مبارک 

نوروز بمانید که ایام شمایید

 

[ جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 1:51 ] [ ]
برای همه ی دوستان 67 68 69 و 70 و بقیه ی دوستان همراه در تعطیلات شروع سال نو روز ها خوشی رو آرزو مندم

این چند عکس در استقبال از بهار تقدیم نویسندگان ،نظر دهندگان ،خوانندگان و بینندگان وبلاگ ،

ما که دوستتان داریم چه بنوازید و بنویسید چه بگذارید و بگریزید

 

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 2:7 ] [ 69747 ]
باسلام

همایش زمین شناسی بنیادی عصرروز92/11/29 با پایان رسید.2روز همایش همراه با ارائه مقالات،پوسترها،نمایشگاه و...جای دوستان خالی بود.دیدار آقای دکتررئیس السادات وآقای دکترشبستری غنیمتی بود.البته آقای دکتررئیس السادات در مراسم اختتامیه حضورنداشتند.ازدوستان آقای مهندس رکنی هم یکی از ارکان اصلی این همایش بودندکه به این عزیز هم خسته نباشیدعرض میکنم.مهندس مافی هم ازدیگر عزیزان زحمتکش برگزاری این گردهمایی بودند.انشاالله سالهای آتی بابرگزاری مجددآن در مشهد فرصت دیگری دست دهدبرای دور هم بودن.

درآخرخاطره ای نقل کنم از مراسم پایانی وبهنگامی که مجری اعلام کرد به دلیل تعدداساتید وبزرگان زمین شناسی اگر مقدور هست تعدادی از عزیزان در ردیف نشسته قرار گیرند ودر این بین اولین نفری که بلافاصله رفت وچهازانو روی زمین نشست جناب دکترآریایی عزیز بود.واقعابایدافتادگی وخضوع را در این استاد بزرگ دید.در عکس یادگاری ذیل نیز این موضوع مشهوداست.

اینهم عکس یادگاری ما در همایش با خودیها

[ چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:42 ] [ عباس جواهری ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای ارتباط با دوستان زمین شناسی ورودی 67 68 ,69و 70 دانشگاه بیرجند ایجاد شده که در واقع اولین دوره های زمین شناسی دانشگاه بیرجند می باشند. می توانید در قسمت نظرات مطلب بنویسید یا اینکه با ايميل geobirjand69@gmail.com تماس بگيريد تا نام کاربری و رمز برای شما ارسال گردد و خود مستقیما در صفحه اصلی وبلاگ مطلب بگذارید. مطالب می تواند هر موضوعی باشد به شرط اینکه تولید خود شما باشد و از کپی کردن مطالب در سایت های دیگر بپرهیزید.
همينطور . دوستان دیگر ورودی های دانشگاه بیرجند که علاقمند باشند با دوستان زمین شناسی67 68 , 69 و 70 در تماس باشند یا اطلاعاتی از آنها بگیرند می توانند با وبلاگ در ارتباط باشند. با تشكر
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که پایان کار چیست
لینک های مفید
امکانات وب


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


آلبوم عکس زمین شناسی 69